تبليغاتX
Mلیدی
سی و یکم شهریور 1387
باز پائیز



باز سرو کله پائیز پیدا شد؛ پائیز دیوانه ؛ پائیز عاشق؛ پائیز جنون زا
باز با این جنون کارهائی خواهم کرد که در تمام طول سال از آن پشیمان خواهم بود.
+ نوشته شده در 8 PM توسط لیدی M
سی ام شهریور 1387

یه مرده می ره تو نرده

به نقل از تراموا
+ نوشته شده در 7 PM توسط لیدی M
بیست و هشتم شهریور 1387
برای دریم لند

واقعا اعتیاد بد چیزیه حالا می خواد به اینترنت باشه به چک میل باشه به خوردن باشه به سیگار باشه یا هر چی

 

ترک کن دیگه
+ نوشته شده در 11 AM توسط لیدی M
بیست و هفتم شهریور 1387
در نکوهش جلبک


الیزه راست می گفت؛ این واکنش های در حد جلبک بد جور رو نروه

+ نوشته شده در 11 AM توسط لیدی M
بیست و ششم شهریور 1387
ندارد

تا حالا شده ساعتها پای صفحه میل منتظر بشینی انگار که منتظر زنگ پستچی باشی؟ حالا اصلا هم قرار نیست کسی چیزی بفرسته ها !

ولی چه حالی می ده  همون هیر و ویر یکی یه چیزی هم بفرسته.


+ نوشته شده در 6 AM توسط لیدی M
بیست و پنجم شهریور 1387
...

ننوشتن سخت است و نوشتن از آن سخت تر.

حکایت همان اره معروف است.

+ نوشته شده در 9 AM توسط لیدی M
بیست و یکم شهریور 1387
پاسخ به بازی

 

 

محبوبه عزیز مرا به بازی دعوت کرده است. چنان که افتد و دانید او اولین کسی است که دست به چنین اقدام خطیری زده. از او به خاطر لطفش در این دعوت و در کامنت گذاریش برای این بنده حقیر سپاسگزارم و دعوتش را با کمال میل پاسخ می گویم.

انتخاب بدترین کتابی که در دوسال گذشته خوانده ام کار سختی است چون کتابی که بد باشد معمولا اوصافش از افواه به گوش می رسد و معمولا سراغش نمی روم مگر به شنیده ها مطمئن نباشم که در آن صورت هم با نگاهی گذرا بر کتاب اگر آن را نپسندم خواندنش را شروع نمی کنم. اما همیشه و در همه حال استثنا و فریب موجود است. سال گذشته یا شاید هم دوسال گذشته خواب بزرگ "آینه های دردار" جناب گلشیری را پیشنهاد کردند و ما هم سعی در خواندنش کردیم اما از آنجا که به جای یک اثر ادبی با یک مانیفیست اوپوزیسیون سیاسی مواجه شدم عطای خواندن بقیه صفحات را به لقایش بخشیدم و از آن پس دیگر سراغش نرفتم. البته همیشه این احتمال وجود دارد که چیزی را که در یک زمان نپسندی در زمان دیگر عاشقش شوی. این را برای آسودگی خیال طرفداران آن حضرت می گویم که بر ما نیاشوبند.

 

+ نوشته شده در 11 AM توسط لیدی M
بیستم شهریور 1387
عمرن

عمرا به تو که گفتی "سلام وبلاگ جالبی داری خوشحال میشم بهم سر بزنی" آخرش هم یه گل سرخ که ازش متنفرم و یه لبخند می ذاری یا دست تکون می دی سر بزنم.

 
+ نوشته شده در 1 PM توسط لیدی M
چهاردهم شهریور 1387
چه توقعا!

 یک ماهه کیف گمشده ام پیدا شده حال ندارم برم تحویلش بگیرم و هر روز دعا می کنم یابنده که کلی زحمت کشیده منو پیدا کنه الان فحشم نده. بعد می گن وبت رو آپ کن؛ چه توقعا!

+ نوشته شده در 11 AM توسط لیدی M
سوم شهریور 1387
...
زندگی اندوه سنگینی ست؛ تحمل بایدش
شانه هایم پهن اند و ستبر...
+ نوشته شده در 11 AM توسط لیدی M