

ترک کن دیگه
تا حالا شده ساعتها پای صفحه میل منتظر بشینی انگار که منتظر زنگ پستچی باشی؟ حالا اصلا هم قرار نیست کسی چیزی بفرسته ها !
ولی چه حالی می ده همون هیر و ویر یکی یه چیزی هم بفرسته.
محبوبه عزیز مرا به بازی دعوت کرده است.
چنان که افتد و دانید او اولین کسی است که دست به چنین اقدام خطیری زده. از او به
خاطر لطفش در این دعوت و در کامنت گذاریش برای این بنده حقیر سپاسگزارم و دعوتش را
با کمال میل پاسخ می گویم.
انتخاب بدترین کتابی که در دوسال گذشته
خوانده ام کار سختی است چون کتابی که بد باشد معمولا اوصافش از افواه به گوش می
رسد و معمولا سراغش نمی روم مگر به شنیده ها مطمئن نباشم که در آن صورت هم با
نگاهی گذرا بر کتاب اگر آن را نپسندم خواندنش را شروع نمی کنم. اما همیشه و در همه
حال استثنا و فریب موجود است. سال گذشته یا شاید هم دوسال گذشته خواب بزرگ
"آینه های دردار" جناب گلشیری را پیشنهاد کردند و ما هم سعی در خواندنش
کردیم اما از آنجا که به جای یک اثر ادبی با یک مانیفیست اوپوزیسیون سیاسی مواجه
شدم عطای خواندن بقیه صفحات را به لقایش بخشیدم و از آن پس دیگر سراغش نرفتم.
البته همیشه این احتمال وجود دارد که چیزی را که در یک زمان نپسندی در زمان دیگر
عاشقش شوی. این را برای آسودگی خیال طرفداران آن حضرت می گویم که بر ما نیاشوبند.
عمرا به تو که گفتی "سلام
وبلاگ
جالبی داری خوشحال میشم بهم سر بزنی" آخرش
هم یه گل سرخ که ازش متنفرم و یه لبخند می ذاری یا دست تکون می دی سر بزنم.